رويدادهاي
چند ساله اخير در خليج فارس و كشورهاي منطقه و پيوند حياتي اين رويدادها با
سرنوشت ايران، انجمن پژوهشگران ايران را بر آن داشت كه تاريخ، حال و آينده اين
مهم را، به مانند ديگر مسائل حاد كشور، مورد بررسي همه جانبه قرار دهد. به همين
دليل از صاحبنظران و دانشمندان ايراني كه در اين زمينه دانش و تخصص لازم را دارند
خواست تا تاريخچه خليج فارس، حدود وابستگي آن به ايران و هم چنين مسائل مطرح شده
در حال حاضر و نگرش آن براي آينده را در سميناري مورد بررسي و ارزيابي قرار دهند.
كتاب حاضر، حاوي نقطه نظرهاي مطرح شده در اين سمينار مي باشد.
...
كتاب حاضر مجموعه ايست از تفكرات و
عقايد متفاوت و گاه متضاد از شخصيت ها و مسئولين سازمان ها و احزاب امروز ايران كه
همچنان با تمام توان خود به امروز و آينده ايران مي انديشند و لحظه به لحظه و با
اميد فراوان آنچه را كه سالها هدف اصلي خود قرار داده بودند يعني آزادي و استقلال
ايران را پي گيري و تعقيب مي نمايند.
...هدف از اين
گردهم آئي كه در موقعيتي حساس در تاريخ منطقه و كشورمان انجام شد، رسيدن به پاسخي واقعي و عملي بود كه ايرانيان در داخل و
خارج از كشور همواره به جستجوي آن بوده اند...
... ما مجموعه انسان هايي كه با
افكار و عقايد متفاوت و اديان و مذاهب مختلف، در گوشه و كنار اين سرزمين مشغول
به زندگي هستيم و ايراني ناميده مي شويم، داراي اعتقادات فراواني هستيم كه،
افتخار و هم بستگي و موجوديت ايران در سرلوحه آن است. در ايراني كه محل زندگي و
سكناي ما ايرانيانست، هيچ ايراني به لحاظ دين و مذهب، زبان و محل زندگي و روشني
و تيرگي پوست بر ديگري امتياز و رجحان ندارد و ايراني تر از آن ديگري نيست ...
...
اگر عميق تر بنگريم، هويت ايراني،
هويت ملي، هويت قومي و هويت مذهبي ما در سرزميني كه زندگي مي كنيم در دو دهه اخير
دچار مشكلات بيشتري نيز شده است كه قسمت اعظم آن مسائل ايدئولوژيك مذهبي و بقيه
بي تفاوتي حاكميت نظام جمهوري اسلامي به آينده ايران است. چرا كه اگر كوچكترين
نگراني نسبت به حفظ و يكپارچگي اين سرزمين احساس مي شد، در نگرش به مسائل و مشكلات
اجتماعي ـ سياسي و براي ايرانيان نقاط مختلف ايران برخورد ديگرگونه اي وجود
مي داشت...
...
آيا مي پذيريم تمامي ما كه در گوشه
گوشه اين سرزمين زندگي مي كنيم و در ايراني كه محل زندگي و سكناي ما ايرانيانست،
هيچ ايراني به لحاظ دين و مذهب، زبان و محل زندگي و روشني و تيرگي پوست بر ديگري
امتياز و رجحان ندارد و ايراني تر از آن ديگري نيست. فراموش نكنيم كه اگر تمام مدت
فقط در اين زمينه حرف بزنيم ولي نتوانيم بدانها واقعيت ببخشيم، شعاري بيش نخواهند
بود و روز به روز هم مسائل و مشكلاتمان بيشتر مي شود. مسائل اصلي چيست؟ شايد بتوان
با طرح چند سئوال زمينه فكري بيشتري را بوجود آورد
...
...
راه نجات ايران فرار از شعار و پناه
آوردن به شعور است. ما ايرانيان خود را نه در حقيقت وجودي خود كه در روياهاي خود
مجسم مي كنيم، اصل مهم اينست كه زندگي ما در واقعيت امروز نهفته است. ما چاره اي جز
اين نداريم كه كمي بخود بيائيم و همه چيز را از چشم اين و آن نبينيم. از خود گله
كنيم كه اينهمه ساده انديش بوده و هستيم و با اينهمه بي اعتباري بين المللي كه
بناحق برايمان بوجود آمده است، همچنان بدان ادامه مي دهيم
...
...
واقعيت و حقيقت نهفته در زير پوشش
ابرهاي بغض و حسد و كينه و دشمني هاي بي پايه و اساس و بيشتر احساسي اگر روزي چهره
بنمايد، بي ترديد آنروز، روز آزادي و سربلندي و افتخار در تاريخ كشورمان خواهد بود،
آنروز، روزيست كه بايد ورق زرين ديگري بر تاريخ كهنسال و هويت ملي ايرانيان اضافه
كرد و آنروز روزيست كه ايرانيان به هيچ فرد، گروه، سازمان و حزبي كه بخواهد به
ويراني بنيان هاي اجتماعي ما بپردازد و يا با وابستگي باين و يا آن قدرت، مانع
حركت هاي سازنده شود اجازه ظهور و بروز نخواهند داد. با اميد به آنروز كه دور
نخواهد بود...
...
آيا هيچگاه از خود سئوال كرده ايم كه
بجز دو سه مقام اول و دوم و سوم، پادشاهي، رياست جمهوري و نخست وزيري، در ايران
امروز ما با چنين موقعيت استراتژيك و بيش از 70 ميليون نفر جمعيت حداقل متجاوز از
2000 پست كليدي وجود دارد كه دوهزارمين آنهم بمراتب بالاتر و برتر و قابل ارزش تر
از موقعيت بيمارگونه كنوني است، با چنين رنج استبداد حاكمي كه هيچيك از ما را
بي نصيب نگذاشته است. آيا زمان آن نرسيده است كه بخود آئيم، دست بدست هم دهيم و نه
شعار، كه فكر را جايگزين هيجان و احساس كنيم و آينده اي را براي جامعه خود ترسيم
كنيم. نگران نباشيم، اگر بما وصلت نكند. حداقل آيندگان ما، بمانند ما، كه امروز از
گذشتگان خودمان گله مي كنيم، دچار اين عذاب وجدان نخواهند بود...